العلامة المجلسي

632

حياة القلوب ( فارسي )

دفع كن تا ما به تو ايمان بياوريم وبني إسرائيل را با تو بفرستيم . چون دعا كرد وطوفان از ايشان دور شد ، ايمان نياوردند . وهامان به فرعون گفت : اگر دست از بني إسرائيل بردارى ، موسى بر تو غالب مىشود وپادشاهى تو را زايل مىكند ، پس بني إسرائيل را از حبس رها نكرد . حق تعالى در اين سال به ايشان گياه فراوان وحاصل وميوهء بىپايان عطا كرد ، ايشان گفتند كه : اين طوفان نعمتي بود از براي ما ، وسبب زيادى طغيان ايشان گرديد ، پس در سال ديگر به روايت علي بن إبراهيم - در ماه ديگر به روايت ديگران « 1 » - حق تعالى وحى نمود به حضرت موسى كه اشاره كرد به عصاي خود به جانب مشرق ومغرب ، پس ملخ از هر دو جانب رو كرد به ايشان مانند ابر سياه وجميع زراعتها وميوه‌ها ودرختان ايشان را خوردند ، بعد از آن جامه‌ها ، رختها ودرها وپنجره‌ها وچوبها وميخهاى آهنى را همه خوردند ، ودر بدن ايشان درآمدند وموى ريش وسر ايشان را خوردند وبه خانهء بني إسرائيل داخل نشدند وضررى به أموال ايشان نرسانيدند ، پس قوم فرعون به نزد أو به فرياد آمدند ، أو فرستاد به نزد موسى عليه السّلام كه اين بلاها را از ما دور گردان تا به تو ايمان بياوريم وبني إسرائيل را از حبس رها كنيم . پس موسى عليه السّلام به صحرا بيرون رفت وبه عصاي خود اشاره كرد بسوى مشرق ومغرب ، در ساعت آن ملخها از همان راه كه آمده بودند برگشتند ويك ملخ در ميان ايشان نماند ، باز هامان نگذاشت كه فرعون بني إسرائيل را رها كند . پس در سال سوم به روايت علي بن إبراهيم - ودر ماه سوم به روايت ديگران - قمل را بر ايشان مسلط كرد . بعضي مىگويند كه شپش بود وبعضي گفته‌اند كه ملخ كوچك بود كه بال نداشت وبر زراعتهاى ايشان مسلط شد واز بيخ كند « 2 » . ودر بعضي روايات چنان است كه : حق تعالى امر كرد حضرت موسى عليه السّلام را كه بر تل

--> ( 1 ) . تفسير بغوى 2 / 193 ؛ تفسير بيضاوى 2 / 107 ؛ تفسير روح المعاني 5 / 34 . ( 2 ) . تفسير طبري 6 / 33 ؛ عرائس المجالس 190 ؛ قصص الأنبياء ابن كثير 302 .